بابای پرنده‌ی من

فاطمه زمانی: همیشه مامان باباها از بچه‌هایشان مراقبت می‌کنند، این بار نوبت «لیزی» است که از بابای پرنده‌اش مراقبت کند. چون مادرش را از دست داده و بابای پرنده‌اش هم دچار اختلالات روحی شده. البته نه یک پرنده‌ی واقعی. او خیال می‌کند روزی بال در می‌آورد و پرواز می‌کند. به خاطر از پرهایی که روی زمین ریخته برای خودش بال مصنوعی ساخته.
بابای لیزی کمی عجیب و غریب است و به جای غذای معمولی کرم و سوسک می‌خورد و از نان برشته و غذاهایی که عمه دورین درست می‌کند خوشش نمی‌آید. «لیزی» دختر صبوری است. همیشه مراقب بابا است تا کارهای اشتباه کمتری انجام دهد و کارهای ساده‌ی روزمره را به او یادآوری ‌کند چون بابا فراموشکار هم هست.
“لیزی” که پدرش را خیلی دوست دارد به او می‌گوید: «من دلم نمی‌خواد تو یه پرنده بشی. فقط می‌خوام بابام باشی!» اما بابای لیزی شب و روز فقط به پرنده شدن فکر می‌کند!
یک روز در شهر مسابقه‌ی عجیبی برگزار می‌شود. بابای لیزی بال‌هایش را برمی‌دارد تا در مسابقه شرکت‌کند. عمه دورین که اصلا از کارهای بابا سر در نمی‌آورد حسابی مخالفت می کند ولی لیزی و بابای پرنده‌اش در مسابقه شرکت کنند تا …
این داستان درباره عشق و علاقه و وابستگی بین پدری ناتوان و فرزند مهربانش است که مسئولیت نگهداری از او و رسیدگی به کارهایش را دارد. خواندن این کتاب را به همه کودکان مهربان و مسئولیت پذیر توصیه می‌کنم.

 

نویسنده : دیوید آلموند ، مترجم : ریحانه جعفری، تصویرگر: پولی دانبار، نشر پیدایش، سال ۱۳۹۳

یک دیدگاه برای “بابای پرنده‌ی من

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *